سراب مجاهدین
رهایی اسرای سازمان مجاهدین
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
،،،،،،اسرای لیبرتی را در یابیم.،،،درهای لیبرتی را به روی خانواده ها بگشایید.،،،خانواده ها چشم انتظار دیدارفروندان خود در لیبرتی،،،آلبانی از میزبانی القاعده و مجاهدین خلق تا انبار سلاح های شیمیایی سوریه،،،
،،،پاسخ رجوی به وضعیت کنونی چیست؟،،،دریوزگی سران فرقه رجوی و جعل خبر،،،روزگار سیاه رهبر مجاهدین،،،سایت سراب مجاهدین افشاگر روابط تروریستی مجاهدین خلق،،،به سایت سراب مجاهدین خوش آمدید
درباره وبلاگ


وعده های آزادی و عدالت و جامعه بی طبقه توحیدی سازمان مجاهدین خلق به سراب و باتلاقی در عراق (اشرف ) منتهی گشت ، كه به شكنجه گاه و كشتارگاه هواداران و اعضای سازمان و خانواده های آنان تبدیل شد .

مدیر وبلاگ : احمدی
مطالب اخیر
نویسندگان
سازمان مجاهدین پیچیده ترین نوع استثمار را در حق زنان عضو این سازمان بكار برد بصورتیكه در ظاهری فریبنده به آنان مسئولیت های فرمالیستی داده و آنانرا مسئول بر مردان قرار داد و لی در اعماق انانرا به بردگان تشكیلاتی برای رهبری سازمان و افرادی بی اراده تبدیل نمود ،فرزندان و همسران آنانرا گرفته و حتی در ناجوانمردانه ترین اقدام، آنرا مجبور به جراحی رحم هایشان نمود script lang="javascript" type="text/javascript" src="http://www.rahpoo.com/ShowSent.aspx?keys=&Random=true&NoPage=1&najx=smpl">
حتی کسی در طول هفته واقعاً هم فکر خطایی به ذهنش نیامده بود بر اثر اجبار جمع به اعتراف و اینکه اگر اعترافی نمی‌کرد به کتمان و پنهان کاری متهم می‌شد، معمولا به دروغ گناهانی برای خود دست و پا می‌کردند و می‌نوشتند و در نشست‌های مختلف می‌خواندند؟...

... درباره خانواده نباید فکر کرد چرا که به راه می‌برد به زندگی و تمایلات دنیوی، حالا که به ذهن‌ها راه می‌یابد چه باید بکنیم، باید آن را بنویسیم و در نشست‌های غسل هفتگی بخوانیم تا بفهمی که این کار زشتی است. اینکه به عواطف فکر کنی باعث می‌شود احساس و عاطفه تو به شهدای راه آزادی کم می‌شود، عاطفه و عشقت نسبت به رهبری کم می‌شود چرا که به مادرت فکر کرده‌ای، بنابراین مادر حکم مزدور را دارد، مادر مزدور جمهوری اسلامی است که ذهن تو را از چارچوب مورد دلخواه اشرف و رهبری آن جدا می‌کند و به وادی دیگری می‌برد.
اصلاً مادر یک پای ثابت توبه در نشست‌های غسل هفتگی است. غسل‌های هفتگی نیز یک نوع نشست ایدئولوژیک دیگر است. رجوی وقتی آن را برقرار می‌کرد مثل همیشه طلبکارانه گفت که ما این نشست‌ها را به شما هدیه می‌دهیم. این نشست‌ها بیشتر در رابطه به مسائل جنسی است.
در اشرف برای اینکه مردها و زنان را به کنترل خودشان در بیاورند ذهن آنها را از مسائل جنسی و عواطف مرتبط با آن منفک می‌کنند. می‌دانید که در اشرف همه زن و شوهرها از هم طلاق گرفته‌اند و زن از شوهر جداست، شوهر از زن جداست و بچه از هر دوی آنها. شما اگر در طول روز به زنی که قبلا داشتی فکر بکنی باید آن را بنویسی و بیاوری در نشست غسل هفتگی بخوانی و بعد هم جمعی که حضور دارند می‌ریزند سر تو و با فحش و فضیحت به تو حمله می‌کنند که غلط کردی چنین فکری کردی. آن زن دیگر زن تو نیست، آن زن دیگر همسر تو نیست بلکه خواهر توست و در حریم رهبری است. باید خودت را جلوی جمع رو سیاه کنی و آبروی خودت را ببری تا اولاً خودت را بشکنی و دیگر خودی نداشته باشی و بعد هم جرأت تکرار چنین کارهایی را از خودت بگیری.

این نشست‌های غسل هفتگی اجباری است و هر کس باید حتماً در آن به یک گناهی در مورد مسائل جنسی اعتراف کند و اگر کسی اعترافی نکند تازه بدتر است و او را به بخشی می‌برند که ما به آن می‌گفتیم "بنگالی". کانکس‌هایی بود که فرد را می‌بردند آنجا چند روز با او صحبت می‌کردند و تحت فشار می‌گذارندش که حتما افکاری اینچنین سراغش آمده و او خواسته آنها را پنهان نگه دارد که این خودش بدتر از این بود که چنین افکاری به ذهن آدم بیاید.

نشست‌های عملیات جاری هم بود. اگر کسی بگوید بخواهد در عملیات‌های جاری هم شرکت نکند وضعیتش همان است و آنقدر تحت فشار قرار می‌گیرد که از کرده خود پشیمان شود.

جنگ و دعواهای درون این نشست‌ها را نیز به اسم انسانشناسی توجیه می‌کنند. بابا چه انسانشناسی؛ می‌گویند این انسانشناسی توحیدی است که در آن از سلاح "جمع" استفاده می‌شود که سلاح برتر است. می‌گویند جمع حکم رهبری را دارد. جمع به آن بزرگی می‌ریزند روی سر آدم به اتهام اینکه شما یک شب گفته‌ای که به نشست عملیات جاری نمی‌روی.

همین الان هم خیلی از افراد همین کار را می‌کنند. واقعاً بعضی از اوقات آنقدر ما کار در طول هفته داشتیم که به واسطه آن دیگر هیچ فکری که در قاموس اشرف گناه و خطا باشد به ذهن ما نمی‌آمد، ولی وقتی می‌گفتند جمعه است و نوبت نشست غسل هفتگی دیگر نمی‌شد که دست خالی بروی، ما می‌نشستیم یک چیزهایی از خودمان می‌نوشتیم و دیگر عادت کرده بودیم که یکسری مسائل تکراری را می‌نوشتیم و می‌خواندیم. حتی اگر کسی به گناهان کمتری اعتراف می‌کرد متهم بود که چرا به تعداد کمی گناه و خطا اعتراف کرده است. به هر حال هر کاری می‌کردی باید خفت را در مقابل جمع تحمل می‌کردی، اگر می‌نوشتی که مثلا به یادم زنم، فرزندم، مادر و خواهر، برادرم افتاده بودم باید فحش می‌شنیدی که چرا و اگر هم نمی‌نوشتی باید پاسخ می‌دادی که چرا نتوانسته‌ای گناهان خود را کنترل کنی و پنهان کاری هم می‌کنی.

من خودم قبلاً آنجا بودم و دیده‌ام، که نیم ساعت قبل از نشست افراد می‌نشینند از حفظ یکسری مسائل را می‌نویسند و می‌برند در نشست می‌خوانند.

ببینید هیچ کس در هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند اینقدر چشم چران باشد که در اشرف به آن متهم می‌شدیم و مجبور بودیم نکرده خودمان را متهم کنیم.

آنجا می‌گویند وقتی مثلاً در این هفته تلویزیون فرقه رجوی فلان گزارش را از سی.ان.ان پخش کرد چطور ممکن است که تو محمود دشتستانی با نیت خطا به مجری زن آن نگاه نکرده باشی. خوب حالا بیا بگو بابا واقعا این طور نگاه نکردم، می‌گویند اصلا امکان ندارد حتما تو نگاه ناصواب به آن زن کرده‌ای.

می‌گویند همه اعضای اشرف و اعضای فرقه رجوی در انقلاب مریم ذوب شده‌اند، انقلاب مریم چه بوده است، آن عبارت بوده است از یک انقلاب ضد بورژوازی و ضد استثماری که با ارزش‌گذاری بر زن شروع شده است. یعنی دیگر مردهای عضو سازمان دیگر زن را یک کالا نمی‌بینند بلکه یک انسان می‌بینند که به لحاظ فیزیکی با او اختلاف‌هایی دارند. بنابراین مردها باید زن‌ها را طلاق بدهند تا در روابط زناشویی و زن و شوهری مورد استثمار مرد قرار نگیرند.

آنها مدعی هستند که همه اعضاء در انقلاب مریم ذوب شده‌اند، اگر واقعا اینگونه است پس چرا این همه نگران خطای افرادی هستند که در مبانی این انقلاب ذوب شده‌اند، این نشان می‌دهد که این انقلاب و ذوب شدن همه دروغ و عوامفریبی است. طبق مبانی انقلاب مریم اگر کسی زنش را طلاق داده باشد دیگر سرباز امام زمان است و دیگر به زن به عنوان کالا نگاه نمی‌کند.

اگر اینگونه است چرا اینقدر هراس دارند که افراد حتی در خلوت خود به چه فکر می‌کنند، چرا از اینکه افراد با خانواده خود دیدار کنند واهمه دارند، چرا حتی از تماس تلفنی افراد با خانواده‌شان جلوگیری می‌کنند.
اول ادعا می‌کنند که افراد در انقلاب ذوب شده‌اند ولی بعد چون خودشان می‌دانند این ادعا کاملا دروغ است اجازه نمی‌دهند افراد یک لحظه به حال خودشان باشند.

گشت خیابان، حفاظت منطقه، نگهبانی جاده‌ها، حفاظت درها، امنیت اشرف و ... اینها بخشی از نهادهای محافظتی و امنیتی هستند. وقتی می‌گویی برای افرادی که در انقلاب مریم ذوب شده‌اند این همه حصار برای چیست؟ می‌گویند اینها برای این است که عراقی‌ها به داخل حمله نکنند. واقعا اینها برای مقابله با عراقی‌هاست یا جلوگیری از فرار اعضا.

ادامه دارد...




نوع مطلب : سازمان مجاهدین، خاطرات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 23 خرداد 1392
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User http://sarabemojahedin.mihanblog.com/Flag Counter
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic