تبلیغات
سراب مجاهدین - حضور عبدالرحیم نظری از عناصر رها یافته از فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات
 
سراب مجاهدین
رهایی اسرای سازمان مجاهدین
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
،،،،،،اسرای لیبرتی را در یابیم.،،،درهای لیبرتی را به روی خانواده ها بگشایید.،،،خانواده ها چشم انتظار دیدارفروندان خود در لیبرتی،،،آلبانی از میزبانی القاعده و مجاهدین خلق تا انبار سلاح های شیمیایی سوریه،،،
،،،پاسخ رجوی به وضعیت کنونی چیست؟،،،دریوزگی سران فرقه رجوی و جعل خبر،،،روزگار سیاه رهبر مجاهدین،،،سایت سراب مجاهدین افشاگر روابط تروریستی مجاهدین خلق،،،به سایت سراب مجاهدین خوش آمدید
درباره وبلاگ


وعده های آزادی و عدالت و جامعه بی طبقه توحیدی سازمان مجاهدین خلق به سراب و باتلاقی در عراق (اشرف ) منتهی گشت ، كه به شكنجه گاه و كشتارگاه هواداران و اعضای سازمان و خانواده های آنان تبدیل شد .

مدیر وبلاگ : احمدی
مطالب اخیر
نویسندگان
سازمان مجاهدین پیچیده ترین نوع استثمار را در حق زنان عضو این سازمان بكار برد بصورتیكه در ظاهری فریبنده به آنان مسئولیت های فرمالیستی داده و آنانرا مسئول بر مردان قرار داد و لی در اعماق انانرا به بردگان تشكیلاتی برای رهبری سازمان و افرادی بی اراده تبدیل نمود ،فرزندان و همسران آنانرا گرفته و حتی در ناجوانمردانه ترین اقدام، آنرا مجبور به جراحی رحم هایشان نمود script lang="javascript" type="text/javascript" src="http://www.rahpoo.com/ShowSent.aspx?keys=&Random=true&NoPage=1&najx=smpl">
بعد از چند روز ما را به یکی از مرزهای مشترک عراق و ترکیه بردند و در انجا نیز پاسپورتهایی با نامهای عراقی که از قبل اماده نموده بودند را در اختیار ما قرار دادند و برایم جالب بود که شش الی هفت نفری که بسمت عراق میرفتیم مهدی نیز با ما بود .وی ادامه میدهد که وقتی با مکافات فراوان به اشرف رسیدیم ، تعدادی از زنهای فرقه رجوی دورمان را گرفته و در همان ابتدا لباس نظامی به ما دادند که من و دوستانم تعجب کردیم و دلیل ان را سئوال نمودیم و گفتیم که ما برای کار به اینجا امده ایم و این لباسها برای چیست که در جواب ما گفتند که شما الان جزئ سازمان مجاهدین هستید و تازه فهمیدیم که زندگی ما کلا نیست و نابود شده و...


سران فرقه رجوی در طول 35 سال از عمر نکبت بار خودشان که سراسر با جنایت و خودکامگی که البته تماما با شکست و سرنگونی همراه بوده ، بسیاری از جوانان مملکت عزیزمان را با فریب و نیرنگ به سویی برد که متاسفانه در پایان آن هیچ چیز بغیر از پوچی و تباهی نبود و سرابی برای این نگون بختها که البته در بسیاری از موارد با مرگ آنها به اتمام رسید که آلان محمدی و یا مهدی از جمله آنهاست .
عبدالرحیم نظری که فردی ساده اندیش و کارگری بیش نبود یکی از این آسیب دیدگانی است که سران فرقه جنایتکار رجوی او را نیز همچون افرادی که جویای کار بودند را اغفال نموده و آنها را در دامهای شیطانی خود گرفتار نموده اند و براحتی آنها را ابزار دست خود برای انجام کارهای کثیف تروریستی استفاده مینمودند .


آقای نظری میگوید که در دومین سفر خود به کشور ترکیه ، در ترمینال غرب تهران منتظر اتوبوس بودم که در آنجا جوان خوش اخلاقی با من گرم صحبت شد و در مورد ترکیه و اینکه او نیز برای کار به آن کشور میرود صحبت نمود و این دوستی ما تا آنجا پیش رفت که در ترکیه نیز با هم بودیم .
او میگوید که بعد از رسیدن به شهر استانبول چند روزی را بدنبال کار میگشتیم و از طرفی پول من هم داشت به اتمام میرسید که در یکی از روزها که در اطراف آکساری برای پیدا نمودن کار گشت میزدم با یک ایرانی آشنا شدم که او به سمت من امده و گفت اگر دنبال کار میگردی من میتوانم یک شغل پر درآمد برایت پیدا کنم و فقط باید چند روزی را پیش من باشی و من که شدیدا تحت فشار مالی بودم براحتی قبول نمودم و با او به هتلی در همان اطراف رفتم و چند روزی را با او بودم که تمام و کمال مخارج من را پرداخت مینمود و پیش من با تلفنش طوری صحبت مینمود که واقعا بدنبال کار برای من باشد و از طرفی تاکید میکرد که به هیچ وجه از هتل خارج نشوم و بعد از گذشت چند روز بود که علی آنکارایی پیش ما امد و بعد از اشنایی و مطالبی که در مورد کار خیلی خوب با درآمد عالی در آلمان را برایمان توضیح دادو همچنین گفت که در وهله اول باید سه ماه را در قرنطینه باشین و به همین خاطر شما را به کشور عراق میبرم تا در انجا مراحل ترانسفر شما انجام بشه و بتونین به کارتون برسین و بدین ترتیب بود که او اولین مرحله از شستشوی ذهنی ما را انجام داده و در روزهای بعدی نیز نوارهایی از مسعود و مریم رجوی را برایمان پخش مینمود و در آن موقع من اصلا نمی دانستم سازمان مجاهدین چیست و این فیلمها برای چه در اختیار ما قرار داده شده بود .
وی ادامه میدهد که بعد از چند روز ما را به یکی از مرزهای مشترک عراق و ترکیه بردند و در انجا نیز پاسپورتهایی با نامهای عراقی که از قبل اماده نموده بودند را در اختیار ما قرار دادند و برایم جالب بود که شش الی هفت نفری که بسمت عراق میرفتیم مهدی نیز با ما بود .
وی ادامه میدهد که وقتی با مکافات فراوان به اشرف رسیدیم ، تعدادی از زنهای فرقه رجوی دورمان را گرفته و در همان ابتدا لباس نظامی به ما دادند که من و دوستانم تعجب کردیم و دلیل ان را سئوال نمودیم و گفتیم که ما برای کار به اینجا امده ایم و این لباسها برای چیست که در جواب ما گفتند که شما الان جزئ سازمان مجاهدین هستید و تازه فهمیدیم که زندگی ما کلا نیست و نابود شده و هر چه قدر در همان ابتدا اعتراض نمودیم که ما میخواهیم برگردیم به ما جواب دادند که شما اکنون راه اشرف را بلد شدید و افرادی را که به شما در رسیدن به اینجا یاری نمودند را نیز شناسایی کردید و ما نمیتوانیم به شما اجازه بدهیم از اینجا بیرون بروید و اگر خیلی اصرار دارید شما را به عنوان جاسوس به ارتش و پلیس عراق تحویل خواهیم داد که در انصورت حداقل هشت سال باید در سیاه چالهای عراق بمانید و اصلا معلووم نیست که زنده از انجا خارج شوید .
آقای نظری با کمی مکث که با اه بلندی از ته دل او برمیامد ادامه داد که همان روز را کاملا گریه میکردم و اصلا از اتاقی که بودم بیرون نرفتم تا اینکه چند روزی گذشت و سران سازمان تروریستی و ادم ربایی مجاهدین کم کم شروع به شستشوی ذهن ما نمودند و آنقدر نشست میگذاشتند که اصلا وقت فکر نمودن نداشتیم .
او میگوید که سران فرقه رجوی بعد از مدتی من را به یکی از اتاقهای خودشان فراخواندند و به من گفتند که با دوستانم تماس بگیرم و برای انها از اشرف تعریف کنم و به اینجا دعوت کنم که چون روی ذهن من خیلی فشارهای روانی وارد نموده بودند و نیز به من گفته بودند که اگر توانستی سه نفر را به اینجا دعوت کنی و آنها بیایند شما را به ایران میفرستیم و من هم بخاطر فرار از ان همه بدبختی ، با سه نفر از رفقایم تماس گرفتم که خوشبختانه هیچکدام از انها به خواسته بنا حق این جلادان پاسخ ندادند .
وی می گوید که در یکی از روزها یکی از بچه هایی که با من به اشرف امده بود من را صدا زد و گفت میدانی دوستت مهدی کجاست ک من گفتم او در یکی از پایگاهها میباشد و فکر کنم پایگاه 8 بود که او گفت مهدی مرده است و من با تعجب گفتم امکان ندارد که او گفت مهدی تمام گروه خود را که 9 نفر بودند را به گلوله بسته و خودش در حال فرار کشته شده که من خیلی برای او ناراحت شدم که البته سران فرقه چند روزی را بخاطر رفاقتم با مهدی ، مدام بازجویی میکردند و از من میپرسیدند که ایا مهدی مزدور رژیم بوده یا خیر که من میگفتم من با او فقط در ترمینال آشنا شدم و نمیشناسمش که چند روز اینکار ادامه داشت که بلاخره دست از سرم برداشتند .
آقای نظری که ناگفته های بسیاری دارد با نفرت تمام از فرقه رجوی میگوید و نیز در بین توضیحاتش دائما اضافه میکند که لعنت خدا بر سران فرقه رجوی که تمامی هستی من را از دستم گرفتند و زندگی من را تباه نمودند و در مدت سه سالی که در پادگان نظامی اشرف بودم به اندازه ده سال پیرتر شدم ودلیل آن نیز شستشوی تمام عیار سران فرقه رجوی بر روی ذهن من بود که تا به امروز نیز این روال ادامه دارد .
آقای نظری که حرفهای بسیاری برای گفتن دارد ، قول دادند تا در آینده نیز از جنایتهای سران فرقه رجوی افشاگری نمایند تا بتوانند بدین صورت حداقل از غافل شدن جوانان این مرز و بوم بدست شیاطین فرقه رجوی ممانعت نمایند .
آقای عبدالرحیم نظری یکی از چندین نفراتی است که در دوران مدرنیته امروزی که کشورهای بسیاری ادعای حقوق بشری را مینمایند ، بدست کثیف سران سازمان تروریستی مجاهدین گرفتار بوده و عملا برده های نوینی بودند که از کوچکترین امکانات بدور بودند و در این حال نیز دنیای متمدن امروزی چشمان خود را بر روی این خیانتها بسته و تنها نظاره گر این چنین جنایتهایی از سوی سران فرقه رجوی میباشد .
 





نوع مطلب : جداشدگان، 
برچسب ها : انجمن نجات، گلستان، لیبرتی، خانواده، ایران،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 10 مرداد 1395
یکشنبه 26 شهریور 1396 08:55 ب.ظ
I pay a visit daily a few blogs and websites to read articles, except this blog offers feature based articles.
جمعه 3 شهریور 1396 11:56 ق.ظ
Hey there! This post couldn't be written any better!
Reading through this post reminds me of my good
old room mate! He always kept chatting about this. I will forward this page to him.
Fairly certain he will have a good read. Thank you for
sharing!
جمعه 13 مرداد 1396 07:19 ب.ظ
Hello, I do think your site may be having internet browser compatibility issues.
Whenever I look at your web site in Safari,
it looks fine however when opening in IE, it's got some overlapping issues.

I just wanted to give you a quick heads up!
Apart from that, excellent site!
سه شنبه 22 فروردین 1396 11:12 ب.ظ
I don't know if it's just me or if everyone else encountering
issues with your website. It looks like some of the written text on your content are running off the screen. Can someone
else please provide feedback and let me know if this is happening to them as well?
This could be a issue with my browser because
I've had this happen previously. Many thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User http://sarabemojahedin.mihanblog.com/Flag Counter